هوشین کانری

چند كلمه در ارتباط

با هوشين  كانري

 

هوشين كانري عبارتست از پروسه گام به گام برنامه ريزي ، اجرا و بازبيني تغييرات مورد نظر مديريت. هوشين كانري روشي است سيستماتيك براي مديريت تغيير درفرايندهاي اصلي سازمان.

 

بمنظور درك صحيح واژه ژاپني هوشين كانري ، آنرا به طرق مختلف به انگليسي ترجمه كرده اند. بيشترين ترجمه هاي انجام شده عبارتند از : مديريت ازطريق سياست /خط مشي[1]  برنامه ريزي هوشين[2] و توسعه خط مشي[3] ، متاسفانه هيچ يك از ترجمه هاي ارائه شده ، دقيقا" معادل واژه ژاپني مذكور و نيز متدلوژي آن نمي باشد.

 

هدف از هوشين كانري ( يا توسعه خط مشي ) فراهم آوردن امكان رهيدن از وضعيت سهميه[4]  و ايجاد بهبود هاي اساسي در عملكرد از طريق تحليل مشكلات موجود و نيز  توجه به شرايط محيطي مي باشد.

 

هوشين كانري ( توسعه خط مشي )، اهداف مديريت عالي شركت را در سطوح پايين تر سازمان جاري مي كند. در هر سطح، خط مشي سطح بالاتر به خط مشي ، اهداف و فعاليتهاي سطح پايينتر ترجمه مي شود.

 

با كمك هوشين كانري ، اهداف بلند مدت مديريت مي تواند به مجموعه اي از فعاليت ها و خط مشي هاي قابل درك ، واضح، سازگار و قابل دستيابي تبديل مي شود كه مي توانند در تمام سطوح و وظايف سازماني بكار گرفته شوند. زمانيكه اين فعاليتها و خط مشي ها بكار گرفته شوند ، منجر به دسترسي به اهداف بلند مدت و بالطبع پيشرفت قابل ملاحظه و پيوسته خواهند شد.

 

در ابتداي فرايند توسعه خط مشي ( هوشين كانري – مترجم )، مديريت ارشد دورنماي شركت و نيز اهداف و خط مشي يك ساله را تنظيم مي كند. درهريك از سطوح پايينتر ، مديران و كاركنان باتوجه به اهداف و خط مشي شركت در تعيين استراتژي و برنامه هاي كاري خود مشاركت مي كنند . آنها همچنين شاخصهايي را تعريف مي كنند كه بيانگر ميزان دسترسي به اهداف مذكور باشد.

 

سپس آنها اهداف را به سطح پايين تر سازماني انتقال مي دهند. بنابراين هريك از سطوح پاييني مديريت ارشد با سطح بالاتر درتماس است تا اطمينان حاصل شود استراتژي پيشنهادي با نيازمنديها همخواني دارد.

بازنگري هاي مرتبي انجام مي شودتا ميزان پيشرفت ونيز مشكلات موجود معلوم شده و اقدامات اصلاحي انجام شود.

 

هوشين كانري تضمين كننده اين نكته است كه هرشخصي درسازمان از دورنما و اهداف بلندمدت سازمان  و نيز نحوه تبديل آنها به نيازمنديهاي مشخص ونيز فعاليتها آگاه است.

 

هوشين كانري روشي است براي بهبود عملكرد سيستمهاي اداري . سيستم اداري مجموعه اي از فرايندهاي مرتبط با يگديگر است كه بمنظور دستيابي به اهداف اصلي سيستم بكار مي روند.براي هرسيستم اداري ، شاخصهاي ارزيابي عملكرد و نيز سطح مطلوب دستيابي به اهداف تعريف مي شود. هوشين كانري يك ساختار برنامه ريزي ارائه مي كند تا بتوان تعدادي از فرايندهاي اصلي و منتخب را به سطح عملكرد مطلوب رساند.

 

 

هوشين كانري در دوسطح عمل مي كند:

 

* سطح برنامه ريزي استراتژيك

* مديريت در سطح فعاليتهاي روزانه ، جايي كه بيشتر جنبه هاي روتين/جاري عمليات اداري ، مشاهده مي شوند. 

 

هوشين كانري  مي تواند بعنوان عملكرد چرخه دمينگ ( PDCA ) در مديريت تلقي شود. چرخه  PDCA  بيانگر يك روش جامع براي بهبود مستمر در فعاليتها و فرايندها  مي باشد.

 

در مرحله برنامه ريزي ( Plan ) ، يك برنامه كاري براي مواجهه با مشكل ارائه مي شود. نقاط كنترلي و نيز  و پارامترهاي كنترلي مرتبط ايجاد مي شوند. در نهايت برنامه بازبيني و تائيد مي شود.

 

در مرحله اجرا ( Do  ) ، برنامه اجرا خواهد شد.

 

در مرحله بازبيني نتايج ( ‍Check )، اطلاعات مرتبط با نقاط كنترلي جمع آوري مي شود و سپس نتايج عملكرد با نتايج مورد انتظار مقايسه مي شود.

 

در مرحله اقدام ( Act ) ، نتايج تحليل شده و علل اختلاف بين عملكرد و برنامه ، شناسايي شده و پس از بحث درمورد آنها ، علل نهايي مي شوند.  سپس اقدامات اصلاحي تعريف مي شوند.

 

لازم بذكراست كه چرخه PDCA ، توالي منطقي در رفتار است .بنحويكه با اتمام يك چرخه PDCA  با فعاليت اقدام ( كه درآن اقدامات اصلاحي تعريف مي شوند) ، مرحله برنامه ريزي ( كه درآن برنامه اجرايي براي اقدامات اصلاحي تهيه مي شود) از چرخه بعدي PDCA  شروع مي شود.

 

مواردي كه در استفاده از روش هوشين كانري (به منظور تغيير در سيستم سازمان) بايد مدنظر قرار گيرند ، بشرح زير مي باشد:

-          اندازه گيري سيستم كاري( عملكرد سازمان – مترجم ) بعنوان يك مجموعه

-          تعيين اهداف اصلي سازمان

-          درك شرايط محيطي كه سازمان در آن عمل مي كند

-          تعيين فرايند هايي كه تشكيل دهنده سيستم ، فعاليت هاي آنها ، اهداف و معيارهاي اندازه گيري مي باشند

-          تامين منابع جهت انجام فعاليت ها و دستيابي به اهداف سازمان

 

هدف روش هوشين كانري ، تضمين اين نكته است كه ديدگاه ها و دورنماي شركت به محض اتمام مرحله برنامه ريزي به دست فراموشي سپرده نشوند. هدف اين روش  زنده نگهداشتن مدارك برنامه ريزي است و نه بايگاني شدن آنها. هدف آن كاهش ميزان فعاليتهاي اضطراري[5]  در هر روز ، جلوگيري از جلسات استراتژيك برنامه ريزي نشده ، و نيز جلوگيري از تقدم يافتن تراكم فعاليت ها درهر سه ماه بر برنامه هاي استراتژيك واقعي مي باشد. در روش هوشين كانري ، فعاليتهاي كوتاه مدت توسط برنامه ها تعريف و مديريت مي شوند.به منظور اطمينان از اينكه فعاليت هاي روزانه در راستاي اهداف و دورنماي شركت مي باشد ، فرايند نظارت پيوسته اي وجود دارد .

 

برنامه ريزي و شكستن برنامه ها ( درسطوح پاييني مديريت- مترجم ) از  ويژگي هاي اصلي هوشين كانري مي باشد. هوشين كانري تامين كننده فرصتها براي بهبود مستمر عملكرد از طريق شكستن دورنما ، جهت‌، اهداف و برنامه هاي مديريت عالي شركت به تمام كاركنان مي باشد . بنابراين تمام افراد در سطوح مختلف مي توانند بطور مستمر روي برنامه ها كار كرده ، عملكرد را ارزيابي كنند و سپس نتايج را بعنوان بخشي از فرايند بهبود مستمر، مطالعه و بررسي كنند.

هدف اين است كه ، درهر سازماني كه هوشين كانري مورد استفاده قرار مي گيرد ، تمام افراد از دورنماي شركت آگاه باشند ، واحدها برعليه يكديگر رقابت نكنند، پروژه ها با موفقيت به اتمام برسند، به سازمان بعنوان مجموعه اي از فرايندهاي هماهنگ نگاه شود.                                                                                                                                                    

 

 

ترجمه : محمد نجاتي

 

 



[1] :  Management by Policy

[2]  : Hoshin Planning

[3]  : Policy Development

[4] :  Quoto

[5]  : Prevent the daily quoto of fire- fighting

مشتری مداری - 2

بررسي وفاداري

وفاداري يك واژه قديمي است كه تعهد عميق به كشور، خانواده يا دوستان را توصيف ميكند. وفاداري با واژه « وفاداري به نام تجاري »وارد بازاريابي شد.  اما آيا مردم ميتوانند به يك نام تجاري وفادار باشند       « توني اورايلي » مدير عامل سابق شركت « هاينز » نظر خود را در مورد وفاداري به نام تجاري چنين بيان داشت : " اگر يك خانم خانه دار كه قصد خريد سس گوجه فرنگي هاينز را در يك فروشگاه دارد، در صورت عدم موجودي، از فروشگاه خارج شود و آن را در محل ديگري خريداري نمايد، او به نام تجاري هاينز وفادار است " كاتلر ( 1383 )

وفاداري مشتريان از جنبه هاي مختلفي تعبير شده است (ايست و همكاران ( 2000 )). وفاداري به انگ (برند)،وفاداري به محصولات، خدمات و ساير موارد مشابه از اين جمله اند. همچنين برخي ديگر از محققان وفاداري را يك  رفتار  يا يك نگرش مي انگارند و برخي ديگر تركيبي از هر دو. براي مثال ژاكوبي و چثتنات (1978) اندازه متفاوت از وفاداري مشتريان را فهرست نموده است كه در برگيرنده تمامي نگرشهاي ممكن به وفاداري ميباشد. ولي نكته مهم در اين ميان، اتفاق نظريست كه همه پژوهشگران در اركان وفاداري دارند (سواي نوع نگرش و تعريفي كه از اين مقوله دارند). براي مثال راندل و لاكشين ( 2001 ) ابعاد مختلف وفاداري را تشريح كرده اند. به بيان ساده تر وفاداري را مي توان به يكي از حالات زیر ( یا ترکیبی از هر دو ) جمع بندی نمود : (گريفين 1995 )

خريد مجدد (تكرار خريد)

توصيه خريد به ديگران

پس براي مثال، مشتري وفادار به انگ (برند) را به صورت زير تعريف مي شود: هر مشتري كه خريد قبلي و بعدي آن يكسان بوده (يعني از همان انگ (برند)) بوده يا خود مبلغ و توصيه كننده اي براي خريد ديگران بوده يا خودش براي خريد بيشتر تلاش مينمايد. در دوره ركود، وفاداري به قيمت بيشتر از وفاداري به نام تجاري است. وفاداري مشتريان ممكن است نشان دهنده هيچ چيز خاصي بيش از فقدان يك محصول بهتر يا تنبلي خريدار نباشد. حال براي درك صحيح و ايجاد تمايز لازم بين جنبه هاي مختلف وفاداري، دو مفهوم جديد به تعاريف اشاره شده در بالا، اضافه ميگردد.

 تعريف 1: در نظر بگيريد كه يك مشتري در گذشته از انگ (محصول/خدمت )  X استفاده می کرده است بعبارت دیگر خرید قبلی وی به انگ X متعلق بوده است . فرض كنيد كه اين مشتري در خريد فعلي هم نيز از همين انگ (محصول/خدمت )  استفاده نمايد. در اينصورت اين وفاداري را "وفاداري آشكار شده " قلمداد خواهد شد.

 تعريف 2: حالتي را در نظر بگيريد كه در آن خريد فعلي يك مشتري مربوط به انگ (محصول/خدمت) X  بوده و خريد آتي يا توصيه وي به ديگران نيز به خريد از همان انگ (محصول، خدمت) متعلق باشد. در اين صورت وفاداري اين مشتري از نوع "وفاداري بيان شده " خواهد بود.

تعريف 3: مشترئي كه هر دو حالت فوق را داشته باشد به عنوان "مشتري با وفاداري كامل " شناخته مي شود.

مشتری مداری 1

گزیده مقاله ای در مورد مدیریت ارتباط با مشتری CRM آقای علي اكبر بروميده

مديريت بازاريابي و تجارت الكترونيك -دانشجوي MBA دانشگاه صنعتي لولئا سوئد-دانشگاه صنايع و معادن ايران تهران- ايران

تا چند سال پيش دغدغه عمده شركتها و موسسات در يافتن و جذب مشتريان بيشتر بوده است. در حال حاضر حفظ و راضي نگه داشتن مشتريان خود از اهم فعاليتهاي كسب و كارهاي موفق مي باشد. اين شركتها همواره در جهت ارتقاي رضايت مشتريان از محصولات/خدمات (شركتهايشان) از هيچ كوششي فروگذار نبوده اند. در اين راستا مفاهيمي همچون مديريت بر مبناي رضايت مشتريان ،شش سيگما ، مديريت كيفيت فراگير ، و ... همواره  در شركتها پياده شده است. اين شركتها همچنين با اندازه گيري منظم شاخص رضايت مشتريان ضمن كنترل و ارزيابي عملكرد برنامه هاي خود، در تلاشند تا دل مشتريان را بدست آورده و آنها را از خودشان راضي نگه بدارند. در اين زمينه تحقيقات وسيعي انجام گرفته و حتي برخي شركتهاي تخصصي هم براي اين كار تاسيس شده است تا به شركتها و موسسات ديگر در اين زمينه مشاوره لازم را داده و آنها را كمك نمايند. برگزاري چندين كارگاه آموزشي، كنفرانس، سمينار، ... در هر سال خود حكايت از اهميت اين موضوع دارد. امروزه با رشد و گسترش تكنولوژي و نوآوريها در محصولات و خدمات، سطح انتظارات و توقعات مشتريان بالا رفته است. گاهي رشد سطح توقعات و انتظارات مشتريان بيش از ميزان رشد در صنايع بوده است. ديگر اين مشتري،مشتري سابق نبوده و روزبروز حق انتخاب و قدرت خريدش بيشتر شده و از همه مهمتر ايشان به جايگاه حقيقي خود نزديك شده و به بيان ساده تر دنبال حق و حقوق خود است. در قرن حاضر رعايت حقوق مشتريان به يك التزام درآمده طوريكه هيچ شركتي نمي تواند از اين امر تخطي نمايد. چرا كه كوتاهي در اين خصوص ارمغاني جز نابودي و شكست براي شركت به همراه نخواهد داشت. به هر حال آگاهي و بينش مشتريان، كار شركتها را دشوار نموده است. تا چند سال پيش رقابت بين شركتها در تصاحب سهم بازار بيشتر بوده و اينك سخن از سهم مشتري در ميان است. بررسيها و تحقيقات بازار انجام گرفته نشان از عدم كفايت برنامه هائي مانند CSM  مديريت ارتباط با مشتری بتنهائي بوده است (كاتلر ( 1383 )). الان كم نيستند شركتهائي كه در عين راضي بودن مشتريان، در حال از دست دادن اين مشتريان به بهانه هاي مختلف هستند. به عبارت ديگر تعداد مشتريان راضي كه از شركتها به دلايلي روي برمي گردانند كم نيستند. از طرف ديگر، تحقيقات مختلف نشان داده است كه هزينه بدست آوردن يك مشتري جديد، تقريباً 7 برابر بيشتر از هزينه حفظ مشتريان فعلي است (كاتلر ( 1381 ) و كاتلر ( 1383)).

از اينرو شركتها تلاش خود را در حفظ مشتريان فعلي و ايجاد وفاداري بين مشتريان قرار داده اند. شركتهاي استثنائي مشتريان خشنود خلق ميكنند. آنها طرفداراني وفادار براي خود ايجاد ميكنند. اين جمله يكي از مشتريان شركت "هارلي ديويدسون" آموزنده است كه گفت "من ترجيح ميدهم تا سيگار كشيدن و ساير عادات را ترك كنم ، تا اينكه بدون يك موتورسيكلت هارلي باشم » : ( كاتلر ( 1383 )

براي نيل به اين هدف، اين شركتها تحقيقات زيادي را در جهت شناسائي عوامل موثر بر اين وفاداري انجام داده اند.براي مثال ايست و همكاران ( 2000 ) به خوبي به تعريف و تشريح وفاداري پرداخته، راندل-ثيل و لاكشين( 2001 ) ابعاد مختلف مولفه تشكيل دهنده وفاداري را بررسي نموده و ريچهلد ( 1380 ) شش اصل بنيادين را براي "رهبري به سوي وفاداري" پيشنهاد كرده است. همچنين جونز و ساسر ( 1995 ) به بررسي دلايل گريزمشتريان راضي پرداخته اند. ياكوبي و كاينر ( 1973 ) به بررسي وفاداري به انگ (برند) در مقابل تكرار خريد پرداخته اند.

مقدمه ای بر تئوری محدودیت ها

طي چهاردهه گذشته ، بكارگيري اصول مديريت عمليات و استراتژي هائي مانند برنامه ريزي نيازمنديهاي مواد MRPIT&MRP) )به هنگامي(JIT)/ ( مديريت كيفيت جامع (TQM) توليد ناب و تئوري محدوديتها (TOC) شركتها را در جهت كاهش هزينه هاي توليد( تا‌ آنجا كه عملي است )ياري داده اند.
به گفته مدير عامل شركت & funy Li درهنگ هنگ : " مي توان در جهت كاهش هزينه توليد تا 10 يا 20 سنت.براي هر محصول تلاش نمود. اما امروزه بايد از ذكاوت كافي برخوردار بود. چرا كه همه مدتهاست بر اين موضوع متمركز شده اند و ديگر جايي براي كاهش هزينه ها باقي نمانده است "
تئوري محدوديت ها در اواسط دهه 1980 از سيستم OPT (Optimized Production Timetables ) تحول يافت .كه بعدها تحت نام تجاري فن آوري توليد بهينه شده Technology) (OPT)(Optimized Production شناخته شد. بعنوان بخشي از ابزار بازاريابي براي سيستم OPT ، گلدرت مفاهيم OPT را در قالب يك داستان تشريح مي كند. كتاب "هدف" كه در آن به تدريج پرده از اين تئوري در قالب شرايط توليد روزانه برداشته مي شود. كتاب دوم با عنوان مسابقه (گلدرت و فوكس 1986 ) بمنظور غلبه بر مشكلات اجرايي نوشته شده است و تدريجا تمركز مفهوم از سطح توليد به كليه ويژگيهاي كسب و كار گسترش يافته است.
در 1987 مفهوم كلي تحت عنوان TOC ،كه گلدرت به آن بعنوان تئوري كلي براي مديريت يك سازمان مي نگرد ،شناخته شد. TOC حائز دو جزء اصلي است . اول، يك فلسفه كه اصول كاري TOC را پي ريزي. مي نمايد. اغلب به اين مورد تحت عنوان "نمونه لجستيك" ارجاع داده مي شود و شامل پنج مرحله براي بهبود مداوم، متدولوژي برنامه ريزي درام با فرروپ (DBR) و سيستم اطلاعات مديريت بافرمي شود. اين فلسفه چنين اشاره دارد كه در اغلب سازمانها محدوديت اصلي" فيزيكي" نيست بلكه در حقيقت مرتبط با خط مشي مديريت است .
بمنظور هدف قرار دادن محدوديت هاي خط مشي و بكارگيري اثربخش فرآيند بهبود مداوم، گلدرت يك رويكرد كلي به نام" فرآيند تفكر" (TP) را ايجاد كرد . اين دومين بخش متشكله TOC مي باشد..متخصصان بر اين باورند كه اين TP است كه در نهايت بيشترين تاثير ماندگار را بر كسب و كار خواهد داشت.
TOC يك فلسفه مديريتي براي شركتها است . اين فلسفه مديريت با برخورداري از توان ساده سازي و مدل شدن به سرعت در خلالهاي سالهاي دهه 90 و آغاز هزاره سوم با سرعت بسيارزيادي گسترش يافت و كشور هاي مانند چين ، هلندو كره در صنايع و خدمات خود به كار گرفته اند كه باعث شد توان رقابتي و سود آوري اين شركتها پيشرفت قابل ملاحظه اي نمايد . هر سازمان بعنوان يك سيستم در نظر گرفته مي شود كه اين سيستم از مجموعه اي از زير سيستم هاي مرتبط و وابسته به هم تشكيل شده است كه خروجي يا OUT PUT كل سيستم به واسطه حداقل يك محدوديت
يا گلوگاه و نوسان آن (آنها) تعيين مي شود . به اين محدوديت ، نقطه اهرمي(Leverage point) نيز گفته مي شود.
غالباً گلوگاه هاي (محدوديت ها ) يك شركت سود آوري شركت را محدود مي كند مانند ضعيف ترين حلقه يك زنجير كه ميزان استحكام زنجير را تعيين مي كند و اين مسئله يك از اساسي ترين نكات اين تئوري مي باشد . بنابراين شما بجاي اينكه بخواهيد بهبود را در تمامي سيستم هاي يك كارخانه بكار ببريد ، مي تواند تنها در يك جا تمركز نمائيد و مطمئن باشيد با بهبود اين نقطه ، كل سودآوري شركت شما بهبود خواهد يافت
آيا شما گمان ميبريد انجام اين كار بسيار ساده است ؟ هر چند اينگونه به نظر مي رسد اما متاسفانه اينطور نيست ، در اين راه بايد بر يكسري از تكنيكها و فلسفه هاي مديريتي ديگري مسلط باشيد تا بتوانيد به هدف برسيد . راستي سخن از هدف شد ، آيا مي دانيد هدف در يك صنعت يا سازمان خدماتي چيست ؟
رضايتمندي مشتري ؟ سهم بيشتر بازار ؟ فروش بالاتر ؟ توليد بيشتر ؟ كاهش اتلافها به صفر ؟ كيفيت بالا ؟ تحويل بموقع ؟ كاهش قيمت تمام شده ؟ توانايي رقابتي ؟ ...
تعريفي كه TOC از هدف دارد يك كلام است : پولسازي .

چرا TPM ؟ - 2

گامهاي هشتگانه بر اساس ويرايش سوم:

  1. سيستم نگهداري خودكار (Autonomous Maintenance)
    • آماده سازي كاركنان.
    • پاكيزه سازي اوليه ماشينها.
    • طراحي و اجراي سيستم اقدامات پيشگيرانه.
    • ثبت و نهايي سازي استانداردها.پايه گذاري و اجراي سيستم بازرسي هاي كلي. پايه گذاري و اجراي سيستم بازرسيهاي خودكار.استاندارد سازي كليه فعاليتها.
    • مديريت خودكار.
  2. بهبود مستمر(Kaizen)
    • اجراي مفاهيم تلفات حداقل در هر بخش كاري.
    • اجراي برنامه جهت كاهش هزينه ها در كليه منابع.
    • اجراي برنامه بهبود در كليه دستگاههاي مجموعه.
    • استفاده گسترده از سيستم آناليزPM  جهت كاهش تلفات.
    • تمركز بر آسان نمودن اجراي فعاليتها توسط كاركنان.

3.  شناسايي تلفات ( Focused Improvement- 16 Major Losses):

    • تلفاتي كه بازدهي ماشين آلات را كاهش ميدهند:

شامل خرابي ماشين آلات،تنظيم دستگاهها،خرابي و كندي ابزارهاي برشي،زمان راه اندازي ماشين آلات،توقفهاي كوتاه دستگاهها،كار دستگاهها با سرعت كم،تصحيح محصول نامنطبق و توقفهاي برنامه ريزي شده در دستگاهها.

·        تلفاتي كه بازدهي نيروي انساني را كاهش ميدهند:

شامل مشكلات مديريتي،مشكلات فرايندي،مشكلات سازماني،مشكلات لجستيك(تامين مواد و محصول در چرخه توليد)،مشكلات مربوط به اندازه گيري و تنظيم.

·         تلفاتي كه استفاده موثر از منابع توليدي را كاهش ميدهند:

شامل : تلفات انرژي،خرابي ابزار،قيد وبستها و قالبها.

4.سيستم نگهداري برنامه ريزي شده(Planned  Maintenance):

·        ارزيابي دستگاهها و ماشين آلات و ثبت وضعيت حاضر.

·       ترميم خرابيها و بهبود وضعيت.

·       ايجاد سيستم مديريت اطلاعات.

·       آماده سازي سيستم اطلاع رساني زماني،انتخاب دستگاه و قطعات و اجزاء مورد نياز براي فرايندها.

·       آماده سازي سيستم نگهدارنده پيشگويانه(PDM).

·       ارزيابي سيستم نگهداري برنامه ريزي شده.

5. سيستم حفظ كيفيت (Quality Maintenance)

·        كنترل دقيق ماشين آلات و ايجاد شرايط سلامت وضعيت درآنها.

·        انجام فعاليتهاي حفظ كيفيت(QM) براي حمايت از اطمينان از كيفيت.

·        تمركز بر جلوگيري از خرابي، از مبداء خرابي.

·        جستجو و جداسازي خرابيها در فرايندها.

  1. آموزش(Education and Training):

·        پايه گذاري سياستهاي آموزشي و بررسي وضعيت فعلي آموزش.

·        پايه گذاري سيستم آموزش انجام درست فرايندها و انجام سيستم نگهداري.

·        آماده سازي تقويم آموزشي.

·        اجراي سيستم آموزشي.

·        ارزيابي فعاليتها و مطالعه براي برنامه ريزي آينده.

7.اجراي سيستم TPM براي امور دفتري و اداري(TPM Office)

·       اطلاع رساني و آگاهي رساني به كليه بخشها.

·       كمك به كليه بخشها در تشخيص P,Q,C,D,S,M.

·       مشخص ساختن گستره بهبود در هر فرايند.

·       جمع آوري اطلاعات و شناسايي تلفات اداري و دفتري

شامل :تلفات فرايندي،تلفات هزينه اي خريد،حسابداري و ارزيابي و  فروش نادرست  كه باعث بوجود آمدن سرمايه راكد در انبار ميشوند،تلفات ارتباطات،تلفات ناشي از وقت گذراني و اتلاف وقت،هزينه هاي مربوط به راه اندازي و شروع كار،تلفات ناشي از بي دقتي،خرابي دستگاههاي دفتري،خرابي دستگاههاي ارتباطي(تلفن،فكس و ...)تلفات ناشي از جستجوي اطلاعات در بخش اداري،هزينه هاي ناشي از عمليات خريد و فروش اضطراري.

·       گسترش فعاليت TPM جهت پوشش كليه پرسنل و فعاليتها .

8. ايمني،سلامت،حفاظت محيط زيست(Management Safty & Environmental)

شامل حداقل ساختن تصادفات و حوادث،صدمات جسمي و آتش سوزيها.

 

 

چرا TPM ؟ - 1

 

آقاي روبرت م.ويليامسون در كتاب  TPM In America مي نويسد:

با مراجعه به شركتهاي مختلف و ملاقات با كاركنان تعداد زيادي از كارخانجات،همواره اين سئوال را شنيده ام كه چرا TPM؟ چه چيزي در نگهداري بهره ور جامع وجود دارد كه به مراتب بهتر از تمامي روشهاي ديگري است كه ما هم اكنون در حال اجراي آن هستيم؟ اكثر آنهايي كه اين سئوال را ميپرسند افرادي هستند كه با مفهوم واقعي TPM و كارهايي كه ميتواند انجام دهد آشنا نيستند.اما به راستي TPM چيست؟

اولا، TPM روشي براي انجام كار گروهي جهت بهبود كارائي تجهيزات در كارخانجات است.TPM بدين معني است كه هر فردي كه با تجهيزات كار ميكند و يا خدماتي را براي آنها انجام ميدهد،و نه فقط بخش نت،به دنبال روشهايي براي حفظ تداوم كارائي تجهيزات در زمانهاي توليد با حداكثر توان و بالاترين سطح ممكن كيفيت و بازدهي باشد.

ثانيا، در اجراي TPM فرهنگ احساس مالكيت نسبت به تجهيزات به وجود مي آيد،كاركنان با تجهيزات خود به گونه اي رفتار ميكنند كه انگار وسيله نقليه خودشان است.اين بدين مفهوم است كه آنها به صداهاي ناهنجار ، لرزشها ، نشتي ها و ... توجهي كامل دارند و تجهيزات خود را به صورت مرتب تميز ميكنند تا بتوان مشكلات را قبل از اينكه منجر به از كارافتادگي شوند رفع نمود.

ثالثا، TPM نيازمند آن است كه اپراتورها براي انجام بعضي وظايف كه قبلا به عنوان كار بخش نت تصور مي شدند آموزش داده شوند.

وسرانجام اينكه هشتاد درصد موفقيت TPM در شركت شما ،بستگي به حسن معاشرت و روابط نيروي انساني خواهد داشت.TPM آن اندازه كه تفكر،ساختار،عادت،دانش،مهارت و عقايد است،فن آوري و ابزار نيست.

نقطه شروع اجراي TPM بسته به نياز تجهيزات و كاركنان،ازشركتي به شركت ديگر كارخانه به كارخانه و تا حدودي از واحدي به واحد ديگر متفاوت است.آنچه كه در اين شركت اجرا شده ،لزوما در يك شركت ديگر موفق نخواهد بود.بسياري از شركتها تلاش ميكنند كه مدل ژاپني TPM را همانند يك كتاب آشپزي دنبال كنندكه اين موضوع موفقيت محدودي را به دنبال دارد.

در راستاي موفقيت،TPM ميبايست متناسب با نيازهاي شركت و بر اساس اصول واقعي موجود ساخته شود.

مراحل استقرار ويرايش سوم

سيستم نگهداري و تعميرات بهره ور فراگير(TPM)

 

3rd Generation TPM (Company focus)

source:www.plant-maintenance.com

الف ــ آماده سازي:

  1. آگاه سازي كليه سطوح مديريت از سيستم،برنامه ريزي و نحوه اجراي آن.
  2. ارائه آموزشهاي اوليه و تبليغات درون سازماني براي آگاهي كليه كاركنان.
  3. تشكيل كميته ها و سازمان TPM(كميته بهبود- سيستم نگهداري خودكار- سيستم حفظ كيفيت)
  4. پايه گذاري سيستم كاري و اجرايي TPM و تعيين اهداف.
  5. برنامه ريزي جهت ايجاد فرهنگ TPM در سازمان.

ب ــ معرفي:

آگاه سازي كليه شركتها و سازمانهاي در ارتباط با سازمان  از اجراي سيستم TPM (پيمانكاران فرعي،تامين كنندگان كالا و مواد خام، مشتريان و كليه شركتهاي همكار)

پ ــ اجراي سيستم TPM:

گام مقدماتي:اجراي سيستم 5S:

شامل سازماندهي- تنظيم- پاكيزگي – استاندارد سازي و قانون مندي

برخی تفاوتهای کنترل کیفیت ، تضمین کیفیت و مدیریت کیفیت

 

قواعد كنترل كيفيت به صورتي است كه انتظار مي رود كارگران مرتكب اشتباه شوند . بنابراين قوانين محكمي در هر نقطه بازرسي پروسه ها وجود دارد ، مخصوصاً در شركتهايي كه به صورت عمودي سازمان يافته ند ، به صورتيكه پوشش بروكراسي كارگران را از انباداران جدا مي كند . كنترل كيفيت به دليل نياز شديد به نيروي مديريت و بازرسي فرهنگ تجاري پر هزينه اي محسوب مي شود . كارگران توقع دارند كه مدير به آنها بگويد كه چه كاري را انجام دهند و مدير با قرار دادن بازرسين در سالن ها اشتباهات كارگران را متذكر مي شوند.

 

تضمين كيفيت از لحاظ هزينه در جهت جلوگيري از عدم انطباق خيلي موثر تر از بازرسي عمل مي كند. تضمين كيفيت نگاهي كلي به قوانين حاكم بر كارخانه دارد و سپس پروسه هاي كيفي را براي طراحي ، مهندسي توليد ، تست و كنترل پروسه معرفي مي نمايد. ابتدا ديوارهاي بين قوانين برداشته مي شود و ارتباط في مابين برقرار مي گردد تا هدف برقراري كيفيت براي محصولات و عرضه خدمات به تحقق بپيوندد.

 

كنترل كيفيت كلاسيك و تضمين كيفيت هنوز پاسخگوي كاملي نبوده است . كيفيت ، اعتبار ، بهره وري ، موفقيت تجاري يك سيستم پيچيده اي از پروسه هاي تكنيكي و حركات انساني پيچيده مي باشد. هيچ گونه تضمين و كنترلي  براي كنترل كيفيت وجود ندارد مگر اينكه هر كسي با داشتن ديدگاهي يكسان و متعهد شدن به انجام كارها بصورت صحيح در اولين مرتبه درگير سيستم تحويل شود . تا زمانيكه تمركز روي سود و منفعت مي باشد باعث رنجش كارگر و هم مشتري مي شود. اما وقتي كه نيازهاي مشتري در اولويت اول قرار مي گيرد و اختيار و قدرت كارگر زياد مي شود در اين صورت سود حتمي و مسلم مي شود، كيفيت و اعتبار محصول هم ماوراي انتظارات ما به حركت در مي آيد . پايه و اساس سيستم مديريت رسيدن به يك هدف يكسان با درگير كردن تك تك افراد در سيستم تحويل مي باشد مديريت كيفيت هنوز در ابتدا راه است. چرا كه رشد فرهنگي سيستم مديريت كيفيت به معني يك حركت اساسي است از موفقيت فردريك وينسلور تيلور فورد  و توليد كلاسيك مي باشد. ساخت يك سيستم مديريت كيفيت نيازمند اين است كه افراد در سيستم تحويل داراي يك ديدگاه مشترك باشند. محقق شدن اين امر ملزم به قرار دادن رضايت مشتري در زنجيره اصلي است و اينكه تفكر پرسنل نسبت به رضايت مشتري  به اندازه مهارت آنها مهم مي باشد زيرا كه پرسنل جزء بزرگترين منبع اصلي يك شركت محسوب مي شود.

 

بطور خلاصه شرايط اوليه جهت محقق شدن  يك سيستم مديريت كيفيت موفق به شرح ذيل مي باشد:

 

  • مديريت پروسه و رهبري پرسنل
  • رضايت مشتري منطبق با نيازها
  • داشتن يك ديدگاه مشترك
  • قدرتمند كردن هر فرد در سيستم تحويل

فرهنگ اصطلاحات کیفیت

هدف و دامنه كاربرد- وسعت - محدوده - طيف -گستره SCOPE 
استاندارد مرجع  NORMATIVE REFERENCE 
تعاريف  DEFINITIONS 
محصول  PRODUCT
پيشنهاد  TENDER
قرارداد  CONTRACT
نيازمنديهاي سيستم كيفيت  QUALITY SYSTEM REQUIREMENT
مسئوليت مديريت  MANAGEMENT RESPONSIBILITY
خط مشي كيفيت  QUALITY POLICY
مسوليت و اختيار  RESPONSIBILITY & AUTHORITY
منابع  RESOURSES
نماينده مديريت  MANAGEMENT REPRESENTATIVE
باز نگري مديريت  MANAGEMENT REVIEW
سيستم كيفيت  QUALITY SYSTEM
روشهاي اجرايي سيستم كيفيت  QUALITY SYSTEM PROCEDURES
طرح ريزي كيفيت QUALITY PLANNING 
فنون شناخته شده روز  STATE OF THE ART
بازنگري قرارداد CONTRACT REVIEW 
بازنگري  REVIEW 
اصلاحيه براي يك قرارداد  AMENDMENT TO A CONTRACT
سوابق  RECORDS 
كنترل طراحي  DESIGN CONTROL 
طرح ريزي براي طراحي و توسعه  DESIGN & DEVELOPMENT PLANNING 
وجوه اشتراك سازماني و فني  ORGNAIZATIONAL & TECHNICAL INTERFACE 
داده ها به طراحي  DESIGN INPUT 
ستانده ها از طراحي  DESIGN OUTPUT 
وارهايي  DISPOSAL
بازنگري طراحي  DESIGN REVIEW 
تصديق طراحي  DESIGN VERIFICATION 
صحه گذاري طراحي  DESIGN VALIDATION 
تغييرات طراحي DESIGN CHANGES 
كنترل مدارك وداده ها DOCUMENT & DATA CONTOL 
تصويب و صدور مدارك و داده ها  DOCUMENT & DATA APPROVAL & ISSUE 
تغييرات در مدارك و داده ها  DOCUMENT & DATA CHANGE 
خريد  PURCHACING 
ارزيابي و پيمانكاران فرعي  EVALUATION OF SUBCONTRACTOR 
داده هاي خريد  PURCHACING DATA 
تصديق محصول خريداري شده  VERIFICATION OF PURCHASED PRODUCT 
تصديق به وسيله عرضه كننده در محل پيمانكار فرعي  SUPPLIER VERIFICATION OF SUBCONTRACTED PEODUCT
تصديق به وسيله مشتري از محصول فراهم شده توسط پيمانكار  CUSTOMER VERIFICATION OF SUBCONTRACTED PEODUCT
كنترل محصول تدارك شده به وسليه مشتري  CONTROL OF CUSTOMER  - SUPPLIED PRODUCT 
شناسايي و رديابي محصول  PRODUCT IDENTIFICATION 7 TRACEABILITY
كنترل فرآيند  PROCESS CONTROL
بازرسي و آزمايش  INSPECTION & TESTING
بازرسي و آزمايش  اقلام دريافتي RECIVING INSPECTION & TESTING 
بازرسي و آزمايش  اقلام دريافتي IN - PROCESS INSPECTION & TESTING 
بازري و أزمايش نهايي  INSPECTION & TESTING
سوابق بازرسي و آزمون  INSPECTION & TEST RECORD
كنترل تجهيزات بازرسي ، اندازه گيري و آزمون  CONTROL OF INSPECTION MEASURING &TEST EQUIPMENT
روشهاي اجرايي كنترل  CONTROL PROCEDURE
وضعيت بازرسي و آزمون  INSPECTION & TEST STATUS
كنترل محصول نامنطبق  CONTROL OF NON CONFORMING PRODUCT
بازنگري و تعيين تكليف در مورد محصول نامنطبق  REVIEW & DISPOSITION OF N0NCONFORMING PRODUCT
اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه  CORRECTIVE & PREVENTIVE ACTION
اقدام اصلاحي  CORRECTIVE ACTION 
اقدام پيشگيرانه  PREVENTIVE ACTION
جابجائي ، انبارش ، بسته بندي ، نگهداري و تحويل  HANDLING STORAGE, PACKAGING, PRESERVATION& DELIVERY
جابجائي ، انبارش ، بسته بندي ، نگهداري و تحويل  HANDLING STORAGE, PACKAGING, PRESERVATION& DELIVERY
انبارش  STORAGE
نگهداري PACKAGING
تحويل DELIVERY
كنترل سوابق كيفيت CONTROL OF QUALITY RECORDS
مميزهاي داخلي كيفيت  INTERNAL QUALITY AUDITS
آموزش TRAINING
ارائه خدمات SERVICING
فنون آماري STATISTICAL TECHNIQUES
مشخص كردن نياز IDENTIFICATION OF NEEDS
روشهاي اجرائي  PROCEDURES
مقوله ENTITY - ITEM 
فرايند  PROCESS
روش اجرايي  PROCEDURE
خدمت  SERVICE
سازمان  ORGANIZATION
ساختار سازماني  ORGANIZATION STRUCTURE
مشتري  CUSTOMER
عرضه كننده  SUPPLIER
خريدار  PURCHASER
پيمانكار  CONTRACTOR
پيمانكار فرعي  SUB - CONTRACTOR
 درجه  GRADE
نيازمنديهاي كيفيت  REQUIREMENT FOR QUALITY
نيازمنديهاي  جامعه  REQUIREMENT FOR SOCIETY
قابليت اعتماد  DEPENDUBLITY
سازگاري  COMPATIBLITY
تعويض پذيري  INTEREHANGE ABILITY
ايمني  SAFETY
انطباق  CONFORMITY
عدم انطباق  NON CONFORMITY
عيب  DEFECT
مسئوليت در قبال محصول  PRODUCT LIABILITY
فرآيند احراز شرايط  QUALIFICATION PROCESS
واجد شرايط  QUALIFIED
بازرسي  INSPECTION
خودبازرسي  SELF - INSPECTION
تصديق  VERIFICATION
صحه گذاري  VALIDATION
شواهد عيني  OBJECTIVE EVIDENCE
خط مشي كيفيت  QUALITY POLICY 
مديريت كيفيت  QUALITY MANAGEMENT
طرح ريزي كيفيت  QUALITY PLANING 
كنترل كيفيت  QUALITY CONTROL
تضمين كيفيت  QUALITY ASSURANCE
سيستم كيفيت  QUALITY SYSTEM
مديريت كيفيت فراگير  TOTAL QUALITY MANAGEMENT
بهبود كيفيت  QUALITY IMPROVEMENT
نظام نامه كيفيت  QUALITY REVIEW
طرح كيفيت  QUALITY PLAN
مشخصات  SPECIFICATION
قابليت رديابي TRACEABILITY
چرخه كيفيت  QUALITY LOOP
هزينه هاي وابسته به كيفيت  QUALITY RELATED COSTS
زبان هاي مرتبط به كيفيت  QUALIY LOSSES
الگوي تضمين كيفيت  MODEL FOR QUALITY ASSURANCE
حداثبات  DEGREE OF DEMONSTRATION
ارزيابي كيفيت  QUALITY EVALUATION
بازبيني كيفيت  QUALIYTY SURVAILANCE
نقطه ايست  HOLD POINT
مميزي كيفيت  QUALITY AUDIT
مشاهده نامه مميزي كيفيت  QUALITY AUDIT OBSERVATION 
مميز كيفيت  QUALITY AUDIT
مميزي شونده  AUDITEE
تعيين تكليف عدم انطباق  DISPOSITION OF NON CONFORMITY
اجازه انحراف  PRODUCTION PERMIT DEVIATION PERMIT
اجازه ارفاقي  CONCESSION WAIVER
تعمير  REPAIR
بازكاري REWORK 
انحراف  variation 
توسعه كاربدر كيفيت  Quality Function Deployment 
تغيير و تحول  Change 
تصادفي Random 
علل خاص  ٍspecial causes 
علل عام  common causes 
نظام جامع سازمان -سيستم - مجموعه اجزاي وابسته - نظام system 
آگاهي بنيادي و اساسي  profound knowledge
نظام آگاهي بنيادي جامع  system profound knowledge
آزمايش مهره هاي قرمز  red bead experiment 
آزمايش تيف  funnnel test 
قانون سلب اعتماد و اطمينان ( اگر موضوعات محرمانه يك سازمان را به ديگر سازمان داده شود غير قانوني مي باشد  anti trust law
تيم هاي چند وظيفه اي  cross function teams 
فرايند با ثبات فرايند تحت كنترل فرايندي كه علل خاصي ندارد. فرايند پايدار - جريان استوار  stable process 
روشهاي اجرايي - رويه - روش - روال - شيوه  PROCEDURE
فرايند آموزش  Training Process
شناسايي  Identification
آشنايي  Introduction 
آموزشهاي نياز ( حداقل » Basic Training Needs 
اهداف كلي دوره  Course Goals
اهداف ويژه دوره  Course Objectives 
محتوا ( سرفصل ) content
معيار ، ميزان -ملاك - ضابطه  criterion
استاندارد مهارت  Train . Skill standards
اثر بخشي آموزشي  trainig effectiveness
كارايي دوره هاي آموزشي  training efficiency
ارزشيابي دوره هاي آموزش -ارزيابي evaluation
نياز آموزشي  training needs
تعيين نيازهاي آموزشي  identification of training needs
شرح شغل  job description
تجزيه و تحليل سازمان  organization analysis
برنامه ريزي آموزشي  training Planing 
اجراي برنامه هاي آموزشي  Implementation of Training Program 
وسايل كمك آموزشي  Training Aids
دستور العملها و رويه ها  Procedure and Instructions
عمليات - عمل -كار اجرايي - عملكرد Operation 
پياده سازي يك سيستم - اجرا  Implementation 
بازخور  Feed back
شرح وظائف  Roles and Responsibility Unit Task
ضايعات - محصولات برگشت شده  rejects

فرهنگ اصطلاحات کیفیت 2

process approach رويكرد فرآيندي 
value -adding activities  فعاليتهاي ارزش افزا
Information flow جريان اطلاعات 
compatibility سازگاري 
Technical specification مشخصه فني 
Scop هدف و دامنه كاربرد
general كليات 
normative reference  مراجع الزامي 
terms and definitions  اصطلاحات و تعاريف 
automative industry صنعت خودرو 
control plan  طرح كنترل 
design responsible organization سازمان مسئول طراحي 
error proofing  خطاناپذير سازي 
laboratory آزمايشگاه 
Predictive maintenance  نگهداري پيش بينانه 
preventive maintenance  نگهداري پيشگيرانه 
manufacturing  ساخت 
laboratory scope دامنه كاربرد آزمايشگاه 
premium freight  كرايه اضافي حمل 
remote location  بخش هاي خارح از سايت 
site  سايت 
special characteristic  مشخصه ويژه 
Supplemental  تكميلي 
documentation requirement  الزامات مربوط به مستندات 
quality manual نظامنامه كيفيت 
control of documents  كنترل مدارك 
engineering specification مشخصه هاي مهندسي 
control of records  كنترل سوابق 
records retention نگهداري سوابق 
management responsibility  مستوليت مديريت 
management commitment  تعهد مديريت 
process efficiency كارائي فرآيند 
customer focus  مشتري محوري 
quality policy خط مشي كيفيت 
planning  طرح ريزي 
quality objectives  اهداف كيفيت 
quality management system planning  طرح ريزي سيستم مديريت كيفيت 
authority  اختيار 
 communication انتفال اطلاعات 
  مسئوليت كيفيت 
management representative نماينده مديريت 
customer representative  نماينده مشتري 
internal communication انتقال اطلاعات در درون سازمان 
management review  بازنگري مديريت 
quality management system performance  عملكرد سيستم مديريت كيفيت 
review input دروندادهاي بازنگري 
review output بروندادهاي بازنگري 
resource management  مديريت منابع 
provision of resources فراهم كردن منابع 
human resources  منابع انساني 
competence  شايستگي 
awareness and training آگاهي و آموزش 
product design skills  مهارت هاي طراحي محصول 
training  آموزش 
 on the job training آموزش حين كار 
employee motivation and empowerment   ايجاد انگيزه در كاركنان و تفويض اختيار 
infrastructure زير ساخت 
facility and equipment  تسهيلات و تجهيزات 
contingency plans  طرح هاي اقتضايي 
work environment  محيط كار
cleanliness of premises  پاكيزگي محيط كار 
product realization پديد آوري محصول 
planning of product realization طرح ريزي پديد آوري محصول 
acceptamce criteria معيار پذيرش 
confidentiality رازداري 
change control كنترل تغييرات 
customer related processes  فرايندهاي مرتبط با مشتري 
determination  تعيين
customer - designates special characteristics مشخصه هاي ويژه  تعيين شده توسط مشتري 
review of requirement related to the product  بازنگري الزامات و يا خواستهاي مربوط به محصول 
organization manufacturing feasibility  امكان سنجي ساخت سازمان 
customer communication تبادل اطلاعات با مشتري 
design and development  طراحي و تكوين 
multidisciplinary approach رويكرد چند تخصصي 
design and develoment input دروندادهاي طراحي و تكوين 
product design input درونداد طراحي محصول 
manufacturing process design input درونداد طراحي فرايند ساخت 
design and development outputs بروندادهاي طراحي و تكوين 
manufacturing process design input برونداد طراحي فرايند ساخت 
design and development بازنگري طراحي و تكوين 
monitoring پايش 
deign and development verification  تصديق طراحي و تكوين 
Design and development validation  صحه گذاري طراحي و تكوين 
Prorotype programme  برنامه ساخت نمونه دست ساز 
product approval process فرآيند تاييد محصول 
control of design and development changes كنترل تغييرات طراحي و تكوين 
Purchasing process فرآيند خريد 
Regulatory Conformity  انطباق با مقررات 
supplier quality management system development  توسعه سيستم مديريت كيفيت تامين كننده 
customer - approved sources منابع مورد تاييد مشتري 
purchasing information اطلاعات خريد 
verification of purchased product  تصديق محصول خريداري شده 
incoming product quality  كيفيت اقلام دريافتي 
supplier monitoring  پايش تامين كنندگان 
production and service provision توليد و ارائه خدمات 
control plan  طرح كنترل 
work instructions  دستور العمل هاي كاري 
vrification of job set- ups  تصديق و تنظيم راه اندازي 
preventive and predictive maintenance  نگهداري پيشگيرانه و پيش بينانه 
management of production tooling  مديريت ابزار آلات توليد 
production scheduling  زمانبندي توليد 
feedback of information from service  بازخور اطلاعات از خدمات 
service agreement with customer  توافق خدمات با مشتري 
validation of processes for production and service provision صحه گذاري فرآيندهاي توليد و ارائه خدمات
identification and traceability  شناسايي و قابليت رديابي 
customer property دارائي مشتري 
customer - owned production tooling  ابزار توليد متعلق به مشتري 
preservation of product  محافظت از محصول 
storage and inventory انبارش و موجودي 
control of monitoring and measuring devices  كنترل وسايل پايش و اندازه گيري
measurement sysem analysis تحليل سيستم اندازه گيري 
calibration / verification records  سوابق كاليبراسيون / تصديق 
identification of statistical tools  شناسايي ابزارهاي آماري 
knowledge of basic statistical concepts آگاهي از مفاهيم آماري پايه 
monitoring and measurement  پايش و اندازه گيري 
customer satisfaction رضايت مشتري 
internal audit  مميزي داخلي 
manufacturing process audit مميزي فرآيند ساخت 
product audit  مميزي محصول 
intenal audit plans  برنامه هاي مميزي داخلي 
internal auditor qualification  صلاحيت مميز داخلي 
layout inspection andfunctional testing بازرسي جانمايي و آزمون عملكردي 
appearance items اقلام تزئيني
control of non conforming product كنترل محصول نامنطبق 
control of reworked product  كنترل محصول دوباره كاري شده 
customer waiver  مجوز مشتري 
analysis and use of data تحليل و استفاده از داده ها 
continual improvement of the organization بهبود مداوم  سازمان
manufacturing process improvement  بهبود فرآيند ساخت 
corrective action  اقدام اصلاحي 
problem solving  حل مسئله 
corrective action impact  تاثير اقدام اصلاحي
rejected product test / analysis آزمون / تحليل محصول مرجوعي
preventive action  اقدام پيشگيرانه 
phases of the control plan  فازهاي طرح كنترل 
prototype نمونه دست ساز
pre - launch پيش توليد 
production  توليد 
elements of the control plan عناصر طرح كنترل 
general data داده هاي عمومي 
product control كنترل محصول 
process control كنترل فرايند 
methode  روش ها 
reaction plan and corrective actions طرح واكنشي و اقدامات اصلاحي 

فرهنگ اصطلاحات کیفیت 1

DOE  Design of Experiments
FMEA   Failure Mode & Effects Analysis
MSA   Measurement System Analysis
QFD   Quality Function Deployment
QOS   QUALITY OPERATING SYSTEM
SPC   Statistical Process Control
SQC  statistical Quality Control
VA VALUE ANALYSIS 
VE VALUE ENGINEERING
OEE OVERALL EQUIPMENT EFFECTIVENESS
ANOVA  ANALYSIS OF VARIANCE 
ISO INTERNATIONAL ORGANIZATION FOR STANDARDIZATION
EFQM  European Foundation Quality Management

سرعت سودآوری

استفاده از شاخص سرعت سود بجاي شاخص حاشيه سود :

زماني که واحد فروش مي خواهد بداند که کدام محصول را براي تمرکز فشارهاي کاري بر روي بازار انتخاب کند ، معمولا مديران مالي گزارش حاشيه سود را ارائه مي کنند و توصيه مي کنند بر روي محصولاتي کار شود که بالاترين حاشيه سود را دارند . متاسفانه اين نگرش مقدار زمان مورد نياز توليد براي محصول را در گلوگاه توليد را ناديده مي گيرد. در صورتيکه محصول با حاشيه سود بالا ، نيازمند زمان توليد زيادي در گلوگاه باشد و يا نرخ معيوبي بالايي در توليد داشته باشد بدين معنا خواهد بود که توليد از لحاظ تعدادي بايد بيشتر ساخته شود ولي چون زمان توليد به واسطه زمان مصرف شده در گلوگاه مغاير با حاشيه سود است يعني بدليل زمان بري زياد در گلوگاه تعداد کمتري از محصول با حاشيه سود بالا انجام مي پذيرد و از آنجائيکه اين تعداد معمولا کفاف پوشش هزينه هاي شرکت در تيراژ کم را نمي دهد ، بطور ناخودآگاه طبق اين قاعده که شرکت از طريق توليد با تيراژ بيشتر ، پول بيشتري را به داخل شرکت مي آورد ، شروع به توليد محصولات با حاشيه سود کمتر مي کند ، زيرا آنها را ميتواند به تيراژ بيشتري توليد کند .

بطور خلاصه :

·        فروش مايل است با کمترين تعداد فروش ، سود بيشتري بدست آورد .

·        طبق مباحث مديريت مالي رايج ، بيشترين سود محصول را مي توان با محاسبه حاشيه سود محصول بدست آورد .

·        لزوما امکان توليد زياد محصول با حاشيه سود بالا به دلايل زير وجود ندارد:

Ø  زمان بري بالا در گلوگاه فرايند توليد

Ø  عدم وجود تقاضاي بازار

·      هر چند ممکن است محصولي وجود داشته باشد که هم حاشيه سود بالا داشته باشد و هم زمان بري کم در گلوگاه فرايند توليد و هم تقاضاي زياد در بازار .

·      واحد توليد تمايل دارد که شاخص تيراژ توليد خود را افزايش دهد که لزوما با شاخص حاشيه سود هم راستا نمي باشد ، زيرا اگر زمان توليد را صرف توليد محصولي نمايد که حاشيه سود بالا دارد ولي زمان توليد بيشتري را مي برد ، عملا دچار عدم کارايي مي گردد ، زيرا علاوه بر تيراژ از دست داده ، موجودي در جريان کار زيادي را نيز ايجاد مي کند که همه در انتظار گذر از گلوگاه مي باشند .

 

 

ادامه نوشته

تولید ناب 5

تفاوت سيستم توليد در سازمانهاي ژاپني (توليدناب) و امريكائي (توليد انبوه):

در امريكا ، تمامي عمليات به تفكيك براي پرسنل تعريف شده است و هركسي فقط مسئول كارهاي خودش مي باشد ولي در ژاپن هركسي مسئول كيفيت است و همه به طور همه جانبه در جهت ارتقاء كيفيت تلاش مي نمايند، دكتر يوشيدا استاد مديريت كايزن در اين مورد مثالي واقعي از اتفاقي كه در يكي از كارخانه هاي غرب افتاد را بيان مي نمايد كه در آن كارگري، مسئول مونتاژ قطعات موتور بوده و در حين كار تصادفا مهره اي در داخل موتور سقوط مي نمايد و كارگر خط سرپرست مربوطه را مطلع مي نمايد و سرپرست مذكور اظهار مي نمايد كه در پايان خط توليد، مشكل توسط پرسنل كنترل كيفيت رفع مي گردد! در مجموع چرخه كيفيت با توجه به الزامات كايزن، سازمان را به سوي ارتقاء كيفي محصولات و بهره وري منابع رهنمون مي نمايد بنابراين با توجه به عدم احساس مسئوليت در كليه سطوح سازماني در سازمانهاي آمريكائي، صنايع آنها با حركت كند و پيشرفت بسيار آهسته به كار خود ادامه مي دادند و با ظهور شركت هاي ژاپني مستقر در امريكا و معرفي محصولات با كيفيت و با قيمت ارزان از طرف آنها، شركتهاي امريكائي دچار بحران مالي و اقتصادي گشته و به جستجوي رمز موفقيت شركتهاي ژاپني پرداختند. آنان در اين ارزيابي متوجه شدند كه سازمانهايشان دچار چاقي ساختاري شده است، يعني با در اختيار گرفتن منابع مالي، انساني، مديريتي و ماشين آلات پيچيده سازمانشان را به علت عدم بهره وري در عملكردهايشان از دست دادند. در ساختار سازماني شركتهاي امريكائي، طيف وسيعي از شرح وظايف گوناگون وجود دارد. در فرآيند طراحي و تكوين محصول نيز سازمانهاي امريكائي با ايجاد بخشهاي تخصصي و طراحي و ايجاد ساختار عريض و طويل در زمان نسبتا طولاني نسبت به عرضه مدل جديد خودرو اقدام مي نمايند و در اتمام پروژه نيز اين افراد يا بيكار مانده و يا مجبور به ترك كار خود مي شدند. در محوطه كارخانه هاي خودرو سازي امريكا خيل افرادي قابل مشاهده هستند كه در راهروها و يا حاشيه قسمتهاي توليدي در حركت و يا بيكار هستند، اين افراد درواقع پرسنل امور پشتيباني هستند كه در عمل هيچ ارزش افزوده اي را در محصول به بار نمي آورند. در اين كارخانه ها محوطه هايي بنام دوباره كاري و تكميل كاري وجود دارد كه محصولات را در انتهاي فرآيند مجددا كنترل نموده و ايرادها را بررسي و رفع مي نمايند. (البته تا حد امكان)

در صورتي كه سازمانهاي ژاپني با سيستمي ساده و غير پيچيده و با فضائي كم و حجم كالاهاي نيمه ساخته بسيار محدود، سازماني چالاك و سبك دارند. در سازمانهاي ژاپني فقط دو سطح از عملكرد وجود دارد و آن سطح كارگري و تكنسيني مي باشد. در شركتهاي ژاپني فرآيند تكوين يك محصول جديد با استفاده از شيوه مديريت ماتريسي از افراد مختلف در بخشهاي گوناگون استفاده كرده كه با توجه به درگيري اين افراد در امور جاري، آنها مي توانند در طراحي جديد، مشكلات موجود را حذف و يا بهينه نمايند و در صورت اتمام پروژه تكوين، اين افراد به جايگاه قبلي سازماني خود بازگشته و يا در پروژه تكوين ديگر شركت مي نمايند. در سالنهاي توليدي ژاپني، فردي مشاهده نمي شود كه ارزش افزوده اي به محصول ارائه نمي نمايد. در اين كارخانه ها در انتهاي فرآيند، محيطي بنام تكميل كاري وجود ندارد و محصولات مستقيما به سمت بازار فروش و يا كشتي جهت صادرات محصول هدايت مي شوند.

به عنوان مثال در تويوتا شعبه امريكا بخشي به عنوان مشاوره مديريت عمليات وجود دارد كه" OMCD" (Operation Management Consulting Division) نام دارد. در اين بخش به منظور ايجاد ارتباط بين تويوتا و گروه هاي صنعتي وابسته به تويوتا، گروههائي تشكيل شده كه هر تيم داراي يك رهبر مي باشد و به هر گروه وظيفه داده شده تا يك مورد كايزني بزرگ و مهم را حل نمايد و مسئول اجرائي قسمت مديريت با بازنگري هريك از كارهاي انجام شده در گروه ها ، نتايج و پيشنهادات ارائه شده را بررسي و پس از تصويب جهت اجراء به تمامي قسمتهاي تويوتا ابلاغ مي گردد و بدين وسيله تويوتا كاهش در قيمت قطعات و صرفه جوئي منابع را در هر سال اجراء مي نمايد. سيستم تويوتا قسمت OMCD همچنان به ارائه سرويس مشاوره اي به كارخانه هاي تحت پوشش تويوتا در سراسر جهان ادامه مي دهد. اين مركز مباني و روشهاي توليد ناب را در كشور امريكا به بسياري از تامين كنندگان قطعات ، آموزش مي دهد.

تولید ناب 4

مشخصه هاي سيستم فورد:

خط كانواير: در اين سيستم خودروها را طي فرآيند مونتاژ حركت مي دهند و به عبارت ديگر به جاي اينكه كارگر به طرف كاربرود ، كار نزد او مي آيد.

تقسيم كار: كار مونتاژ به اجزاء بسيار ريز تقسيم مي شود تا با تكراري شدن كار و غير تخصصي شدن آن بازدهي كار را افزايش دهد.

زنجيره عرضه منسجم قطعات و مواد: هر فرآيند در زنجيره توليد مي بايست طوري تنظيم شود كه به قطعات و مواد مورد نيازش دسترسي داشته باشد.

دستگاههاي توليدي تك منظوره و با ظرفيت زياد: با استفاده از اين دستگاهها، فورد قادر بود با سرعت زياد و با دقت كافي قطعات مورد نيازش را توليد كند كه البته اين دستگاهها فقط براي آن منظورطراحي و ساخته شده بودند.

 

البته در دراز مدت با توجه به تمركز گرائي و هزينه هاي سربار كه ناشي از انجام كليه امور توسط فورد بود (شخص فورد از نظر شخصيتي، به كسي اعتماد نداشت) و همچنين تك محصوله بودن، (فقط توليد خودروي فورد مدل T) كم كم بحران در سيستم فورد افزايش پيدا كرد.

آلفرد اسلون در جنرال موتورز با توجه به پيشرفت فورد در بازارخودرو با ايجاد نوآوري هائي توانست فورد را در چرخه رقابت ازصحنه به دركند، اسلون تشخيص داد كه سيستم توليد انبوه نياز به مديريت حرفه اي دارد و همچنين او فعاليتهاي بسيار وسيع و مختلف در جنرال موتورز را در 5 خانواده خودرو طبقه بندي نمود، هر دسته از اين گروه ها توسط يك مدير راهبري مي گرديد و آن مدير نيز با توجه به تفويض اختيار در كليه امور، كليه تصميم گيريها را انجام و مسئوليت آن را نيز كاملا" به عهده داشت و در ادامه كليه عمليات بصورت خلاصه و كلي به كميته عالي مديريت ارشد جي ام ارسال و موارد در كميته عالي جهت هرگونه اظهار نظر و تصميم گيري ارائه مي گرديد.

 از اقدامات اسلون مي توان به تمركز زدائي، گستره وسيعتر محصولات و مناسب با هر بودجه، عرضه منسجم قطعات ولي در قالب شركتهاي مستقل (انتقال عمليات ساخت به توليد كنندگان فرعي) ، بازاريابي متكي بر علم آمار اشاره نمود.

با تمام مواردي كه اشاره شد، مي توان صنعت خودروسازي امريكا را پيشرو در زمينه توليد انبوه نام نهاد ولي اين موفقيت با شروع بحرانهاي سوخت و بحرانهاي اقتصادي و صنفي، رو به افول نهاد در واقع سيستم توليد انبوه، كارگران را افرادي مي ديد كه تنها جهت يكسري كارهاي خاص به خدمت گرفته و در مقابل از لحاظ مالي آنها را در حدي از رضايتمندي نگهداري نمايد و در مورد آينده شغلي و ارتقاء اين افراد، شركتها عملا حركتهاي مثبتي انجام نمي دادند، بطوريكه شايع بود كه فورد جهت كنترل كارگران از افراد سابقه دار و خشن جهت سرپرستي كارگران استفاده مي نمود.

تولید ناب 3

جهت روشن شدن موضوع به تشريح شرايط كاري در كارخانه فورد مي پردازيم ، هنري فورد مدير و صاحب كارگاه صنعتي بود كه سعي در طراحي يك خودرو داشت تا به راحتي ساخته شده و نيز به راحتي تعمير گردد. فورد در پايان در سال 1908 با ساخت مدل T به هدفش رسيد.

خلاقيت و نوآوري در كارهاي فورد، باعت بوجود آمدن خط مونتاژ در كارخانه فورد شد و قطعات، طبق استاندارد مدون   طراحي مي شدند. فورد قطعات منفصله موجود در موتور و ساير اجزاء مهم خودرو را كاهش داد و فرآيند مونتاژ را ساده سازي نمود. به منظور رسيدن به قابليت تعويض پذيري قطعات با توجه به فرآيند توليد دستي خودرو در جهان و ناكارآمدي آن، او تصميم گرفت تا با ارائه خودروئي ارزان و با  شرايط ويژه ، خريد خودرو را براي همگان آسان نمايد. ازنوآوريهاي فورد مي توان به ساخت قطعات استاندارد و تعويض پذير و استفاده از خطوط كانواير جهت مونتاژ خودرو و تقسيم كار به اجزاء بسيار كوچك اشاره نمود.( بعنوان مثال در كارخانه فورد كارگران به بيش از 50 زبان تكلم مي نمودند ولي به علت ساده بودن عمليات نيازي به ارتباط كلامي وجود نداشت و در عمل خدشه اي به سيستم  توليد وارد نمي آمد) از ديگر كارهاي انجام شده توسط فورد ، ابداع شغلهاي جديد مثل سرپرستي و سركارگري حرفه اي (جهت حل مشكلات موجود در خط توليد) ، مهندسي صنايع، مهندسي توليد، مهندسي ساخت و مهندسي در حوزه هاي مختلف طراحي اجزاء خودرو و فرآيند بود.

 نوآوريهاي ديگر فورد سازماندهي كليه امور در قلب كارخانه و دفاتر مديريت ارشد بود و همچنين ساخت كليه قطعات توسط شركت، بطوريكه فورد تقريبا در ساخت خودرو و اجزاء آن خودكفا بود و از ديگر كارهاي او مي توان به استفاده از دستگاههاي تك منظوره ولي با ظرفيت توليد بسيار زياد اشاره نمود، و در آخر ماحصل اين عمليات ساخت خودروي فورد مدل T بود كه يك سوم قيمت خودروهاي آن دوران را داشت و در حاليكه كارگران و پرسنل از دستمزد و حقوق بسيار خوبي نسبت به ديگر كارگران برخوردار بودند.

تولید ناب 2

مفهوم توليد ومراحل گذارآن:

پس از جنگ جهاني دوم با توجه به نابودي همه جانبه كشور ژاپن، صنايع اين كشورنيز دچار ضعف مفرط گرديد ولي با گذشت زمان و استفاده از تكنيكها و فنون جديد و پيشرفته و همچنين سعي و تلاش كليه افراد شاغل در سازمانهاي ژاپني، اقتصاد اين كشور شكوفا گرديد. يكي از مواردي كه ژاپن در آن كوشش بسيار نمود، ارتقاء كيفيت محصولات و بيشينه سازي بهره وري عمليات بود كه اين مهم با بكارگير شيوه ها و روشهاي نوين مديريتي و سيستمي ميسر گرديد و در اين راه ژاپنيها ازنظريات افرادي مانند: فردريك وينسلو تيلور، هنري فورد، ادواردز دمينگ و ژوزف يوران استفاده هاي فراوان بردند. رمز اين موفقيت، يادگيري كليه نظريات و عقايد اين افراد بود كه پس از پياده سازي در صنايع ژاپن ، مهندسين و صنعتگران اين كشور اين نظريات را بومي كردند يعني موارد و مسائلي كه با واقعيات آنروز جامعه صنعتي ژاپن مغايرت داشت را به بهترين نحوه با ساختارسازماني خود منطبق نمودند.

 يكي از اين شيوه ها كه مهمترين آنها نيز مي باشد، مقوله توليد ناب است. از پيشگامان سيستم توليد ناب مي توان از:   " تويودا"  و"  اونو " نام برد كه آنان در خلال نيمه اول قرن بيستم طي سفري به امريكا، از سيستم توليد در مجتمع اتومبيل سازي" روژ " متعلق به شركت فورد بازديد داشته و نقاط قوت و ضعف سيستم فورد را بررسي نمودند. انگيزه اين افراد درواقع رفع مشكلاتي بود كه كارخانه تويوتا با آن دست به گريبان بود. از اعم اين مشكلات ميتوان به بحرانهاي كارگري، اقتصاد جنگزده ژاپن و عدم توانائي مالي تويوتا در استفاده از تكنولوژيهاي جديد غربي و همچنين وجود توليد كنندگان بزرگ در دنيا كه در چرخه رقابت به راحتي تويوتا را نابود مي نمودند. بنابراين تويودا و اونو ضمن ارزيابي اين سيستم، آن را با مسائل و مشكلات موجود در ژاپن مقايسه و سيستمي را پايه گذاري نمودند كه سيستم توليد تويوتا (TPS)  يا توليد ناب ناميده مي شود، اين سيستم برمبناي جنگ باتمام قدرت عليه اتلافات  پايه گذاري شده است .

 

بنابراين :

اتلاف آن چيزي است كه ارزشي را به محصول نهايي نمي افزايد ومشتري مايل به پرداخت هزينه هاي ناشي از آن نمي باشد.

تولید ناب 1

این سلسله مقالات خلاصه ایست از مقاله تولید ناب

تهيه و تدوين: پيام ديلفانيان-رضا ارغند-آرش عرب پور-شيرين ناصري-ژيلا خاكريز منتظر-عليرضا بردال-رضا محبي-عليرضا محب جليلي

مديريت برنامه ريزی توليد

 

شركت براي ادامه حيات خود و موفقيت در عرصه بازارهاي رقابتي داخلي و خارجي بايد متحول گردد.

حركت به سوي توليد ناب، تحولي بنيادي است تا بتوانيم بدون سرمايه گذاري كلان، مهارتهاي مربوط به ساخت و توليد خود را تا سطح جهاني ارتقاء دهيم.

شركتهاي خودروساز دنيا توانسته اند با تجهيز خود به اين جهان بيني صنعتي، شاهد دستاوردهاي شگرفي باشند و تعداد عيوب كيفي و ضايعات ناشي از فرآيند توليد خود را به نصف تقليل داده، ميزان موجوديها را 90 درصد كاهش داده، زمان بازاريابي محصولات جديد را 50 درصد تنزل داده، فضا، نيرو و حجم سرمايه مورد نياز خود را بسيار كوچك كرده و بهره وري خودي را تا دو برابر افزايش دهند و باز در پي بهبودهاي بيشتري موجودي ها، عيب ها و زمان تحويل را نصف كرده و بهره وري را بازهم به دو برابر افزايش دهند و وارد يك فضايي از بهبود بي پايان شوند.

اصول تفكر و توليد ناب براي ما نيز كه در تلاشيم تا از اغتشاش هرروزه توليد فراتر برويم مي تواند مانند ستاره قطبي، راهنماي قابل اعتمادي باشد تا با تعيين دقيق ارزش هر محصول معين، شناسائي جريان ارزش آن محصول، ايجاد حركت بدون وقفه در اين جريان ارزش، امكان دادن به مشتري تا بتواند اين ارزش را از ما بيرون بكشد و وارد شدن در يك فرآيند پايان پذير شامل بهبودهاي پيوسته و فزاينده و اصلاحات بنيادي يا به عبارتي سازماندهي مجدد عمليات انجام فرآيند بلا انقطاع براي هر محصول بمنظور از بين بردن اتلافات بطوريكه همه فعاليتهايي كه طي جريان ارزش انجام مي شوند ارزش آفرين باشد.

شرايط و بحران موجود ممكن است به اندازه كافي انرژي و فشار لازم را براي به حركت درآوردن ما و ايجاد تغيير در شركت به همراه نداشته باشد، ولي آنچه مسلم است بزودي با بهم خوردن معادله عرضه و تقاضاي محصولات، بحران لازم بعنوان يك اهرم تغيير ايجاد خواهد شد و خرد ما حكم مي كند كه آينده نگر باشيم.

 

شش سيگما و فراتر از آن - 3            از توماس پيزدك

يشروان فني شش سيگما جهت استخراج دانش كاربردي از مخزن اطلاعات سازمان ، استفاده مي نمايند . داوطلبان موفق بايد يك يا چند سيستم عملياتي ،  نرم افزارهاي صفحات گسترده) (Excel ، مديريت بانكهاي اطلاعاتي( Access ) ، برنامه هاي ارائه مطالب ( Power Point)و پردازشگر word را بدانند. به عنوان بخشي از آموزش ، لازم است داوطلبان در به كارگيري يك يا چند بسته نرم افزاري تحليل آماري پيشرفته متبحر گردند.

كمربند سبز: كمربندسبزها پيشروان تيم شش سيگما هستند كه قادر به تشكيل و كمك به تيمهاي شش سيگما و اداره پروژه هاي شش سيگما از ابتدا تا انتها مي باشند . به طور مثال ، آموزش كمربند سبز شامل 5 روز آموزش در كلاس و همراه با انجام پروژه هاي شش سيگما مي باشد . آموزش شامل تكنيكهاي تسهيل در پيشبرد پروژه و مديريت جلسه ، مديريت پروژه ، ابزارهاي مديريت كيفي ، ابزارهاي كنترل كيفي ، حل مسئله و تحليل داده هاي اكتشافي مي باشد . معمولاٌ كمربند سياه هاي شش سيگما به كمربند سبزها كمك مي كنند تا قبل از آموزش پروژه هايشان را انتخاب كنند ، با كمربند سبزها در آموزش شركت مي كنند و بعد از اتمام آموزش به آنها در پروژه ها كمك مي كنند.

اگر  چه اصطلاحات رزمي ذكر شده در بالا نظير كمربند سبز وسياه معمول هستند ، اما آنها به هيچ عنوان عمومي نيستند. لذا شركتها و موسسات مشاور اغلب براي توصيف كارهاي انجام شده توسط اين پيشروان  فني ، القاب خاص خودشان را ايجاد مي كنند.

متاسفانه براي توصيف دانشي كه افرادي با اين القاب بايد داشته باشند ، استانداردي وجود ندارد لذا مي توانيم به تنهايي به اين اعتبارات گواهي دهيم .امروزه كسب توان و تخصص كافي به عنوان يك كارشناس شش سيگما ، كمي بيشتر از پرداخت مبالغ 6 رقمي( چند صد هزار دلاري ) براي شركت در آموزش شش سيگما كه توسط شركتهاي مشاوره پيشنهاد مي شود ، هزينه می برد . چيزي كه اين كارشناسان واقعاٌ در مورد شش سيگما مي دانند ،دقيقاٌ يك راز است . كه به هر حال با تشكيل سازمان كيفي جديد ( فدراسيون بين المللي كيفيت ) IQF اين مورد نيز در حال تغيير است . يكي از اولين اقدامات اين فدراسيون ، توسعه برنامه صدور گواهي براي كمربندسياه هاي شش سيگما مي باشد . IQF در نظر دارد كه امتحان صدور گواهي را از طريق website با آدرس www.iqfnet.org ارائه نمايد . IQF محصولات يا خدمات شش سيگما را عرضه نمي كند بنابراين مي تواند به صورت واقعي بر روي نيازمنديها متمركز شود .

 

در مورد نويسنده :

توماس پيزدك نويسنده كتاب راهنماي كامل شش سيگما                     www.qualityamerica.com و مشاوري در زمينه شش سيگما مي باشد .

 مي توانيد با آدرس www.pyzdec.com در امتحان Black Belt وي شركت كنيد .

 آدرس Email وي نيز tpyzdec@qualitydigest.com مي باشد .

 

شش سيگما و فراتر از آن - 2             از توماس پيزدك

موتورولا همچنين ، اصطلاحات كمربند سياه و كمربند سبز را انتخاب ومعرفی كرده است. در كتابم با نام (( راهنماي كامل شش سيگما )) در خصوص اينكه سازمانها از افرادي با اين القاب چه انتظاري دارند ، تحقيقات وسيعي انجام دادم . درذيل خلاصه ايي از اين نقشها ومسئوليتهاي مختلف آورده شده است .

كمربند سياه ارشد( Master Black Belt ) : بالاترين سطح تخصص فني و سازماني مي باشد . از آنجايي كه كمربندسياه هاي ارشد (MBB )، كمربند سياه ها را تربيت مي كنند آنها بايد به تمام چيزهايي كه كمربندسياه ها مي دانند، اشراف داشته باشند همچنين تئوري رياضي كه روشهاي آماري بر اساس آن مي باشند را درك كنند . استادان بايد بتوانند به كمربندسياه ها در به كارگيري صحيح روشها در وضعيتهاي غيرعادي كمك كنند. هر وقت كه ممكن باشد آموزشهاي آماري بايد فقط توسط كمربندسياه هاي ارشد (MBB )انجام شود.چنانچه آموزش توسط كمربندسياه ها و كمربند سبزها ضروري باشد، آنها بايد با راهنمايي كمربندسياه هاي ارشد(MBB ) اقدام به آموزش نمايند. به دليل اهميت وظايف استادان ، ارتباطات و مهارتهاي تدريس بايد به  اندازه اهميت صلاحيت فني در انتخاب داوطلبان در نظر گرفته شود.

كمربند سياه : داوطلبان موقعيت راهبري فني ( كمربند سياه ) در اصطلاح افرادي هستند كه ساير افراد آنها را از نظر فني و مهندسي قبول دارند. آنها بايد فعالانه درگير تغييرات سازماني توسعه فرايند شوند . داوطلبان ممكن است افرادي با معلومات بالا باشند و لزوماٌ نبايد مهندسين يا آماردانها باشند . در هر صورت چون انتظار مي رود كه كمربند سياه ها به انواع مختلف ابزارهاي فني در مدت زمان نسبتاٌ كوتاهي مسلط شوند ، داوطلبان راهبري فني احتمالاٌ در سطح رياضيات دانشگاهي و ابزار اساسي تحليل كمي ، زمينه مناسبي دارند. لذا دوره دانشگاهي روشهاي آماري بايد به صورت يك پيش نياز باشد .

شش سيگما و فراتر از آن -1   از توماس پيزدك

كمربندسياه ها چه كساني هستند و وظيفه آنها چيست ؟

 بارها در مورد اصطلاح “كمربند سياه“ كه مربوط به شش سيگما است از خودم سوال كردم كه دقيقاٌ كمربندسياه چيست ؟ اين اصطلاح از كجا نشات گرفته ؟ و  اصطلاح شش سيگما از كجا نشات گرفته است ؟ و حال که به اين موضوع پرداختيم، ببينيم تفاوت كمربند سبز يا كمربند سياه ارشد چيست ؟

 بياييد با اصطلاح (( شش سيگما )) شروع كنيم . در مصاحبه ايي كه با ادبلز از دانشگاه موتورولا داشتم ، فهميدم كه موتورولا اين اصطلاح را در سال 1986 ابداع كرده است. چنانكه كسانيكه براي مدتي در زمينه كيفيت كار كرده اند مي دانند كه اين اصطلاح ريشه هاي آماري در تكنيكي به نام تحليل توانايي فرايند دارد . تا قبل از تهاجم صنعتي ژاپن به بازارهاي آمريكا ، متخصصان كيفيت از كيفيت سه سيگمايي راضي بودند ، كه به عبارتي حدود 3 خطا يا عيب در هر 1000 قطعه براي فرايندهايي كه تحت كنترل  آماري مي باشد . موتورولا دريافت كه فرايندهايش تحت كنترل آماري نيستند ، مطابق تخمين هايي كه براساس داده هاي مربوط به مردوديهاي كارگاهي صورت گرفته ، فرايندهاي موتورولا ظاهراٌ با ميانگين 5 / 1  انحراف معيار، دستخوش تغيير مي باشند . در مصاحبه ايي با مربي سابق موتورولا ، مايكل هري ، دريافتم كه وي شاخص CPK كه تغييرپذيري فرايند كوتاه مدت تحت كنترل آماري را اندازه مي گيرد را بي ارزش مي داند . مايکل هري شاخص PPK كه عملكرد واقعي را مي سنجد تا توانايي فرايندرا، ترجيح مي دهد ( توجه داشته باشيد كه بسياري از متخصصين كه من هم جزو آنها هستم در مورد اين مسئله شديداٌ با هري مخالفيم ). درهر صورت قبل از محاسبه نقصهاي مورد انتظار فرايند ، موتورولا اين 5/1 انحراف معيار را اضافه مي كند . بنابراين وقتي مي شنويم كه يك فرايند شش سيگما 4/ 3 ايراد در هر يك ميليون قطعه ايجاد مي كند متوجه مي شويم كه اين PPM در سطح زير منحني با بيشتر از 5 / 4 انحراف معيار و بالاي ميانگين توزيع نرمال مطابقت دارد .