متن کامل مصاحبه "خداحافظي با بيل گيتس"
متن زير، يکي از آخرين مصاحبه هايي مي باشد که بيل گيتس در مقام مدير ارشد کمپاني بزرگ مايکروسافت با وب سايت Engadget انجام داده است که توسط وبلاگ "بلاگ نوشت" ترجمه شده است.
بسيار خوشحاليم که در طي اين سالها نشستهاي متعددي با آقاي بيل گيتس (Bill Gates) داشته ايم و برايمان جاي بسي خرسندي است که وي را يکي از طرفداران خود بناميم. آرزو داريم که اين آخرين نشست ما نباشد، اما متاسفانه، شايد چنانکه نشست ديگري هم در پيش باشد، اين بار ايشان متصدي Microsoft نباشند.
اين بار مي خواهيم، با ايشان درباره نشست تاريخي شان با استيو جابز (Steve Jobs ) مدير شرکت ( Apple)، نقشه هايشان براي سازمان خيريه "بيل و مليندا گيتس"، و همچنين آينده کاريشان در Microsoft سخن بگوئيم.
از وقتي که براي صحبت با ما گذاشتيد، سپاسگزاريم. ديشب در حال نت برداري براي مصاحبه امروز بودم که به فيلم مصاحبه اخيرتان برخوردم که در آن گفته بوديد دنبال شغل جديدي مي گرديد! فقط ميخواستم بگويم که ما در Engadget دنبال نويسنده مي گرديم!…
ب.گ: عاليه!
من ميدانم که شما اخيراً براي گاردين چند مقاله نوشته ايد.
ب.گ: بله! من کارهاي شما را هم خيلي دوست دارم.
به هر حال مي دانيد که مرا کجا بايد پيدا کنيد!
ب.گ: البته (با خنده)
من ديدار شما و استيو جابز را از نزديک نظاره گر بودم. اينکه شما روبروي همديگر قرار مي گرفتيد، به نظر من گذشته از اهميت تاريخي آن، براي بسياري از مردم هيجان انگيز بود. ميخواهم بدانم که براي شخص شما چه احساسي داشت؟ فکر ميکنم که خيلي از مردم مي خواهند بدانند که اين ديدار براي شما طعم تلخي داشته يا بالعکس. من احساس ميکنم که به نوعي تلخ و شيرين بوده است!
ب.گ: خوب من به استيو علاقمندم. و هميشه نسبت به برخورد او با صنعت کامپيوترهاي شخصي، بسيار احترام قائل بوده ام. به هر حال همانگونه که استحضار داريد، صنعت کامپيوترهاي شخصي توسط افراد جواني پايه گذاري شد که آنرا باور داشتند و همه آنها با هم به رشد آن کمک کردند.
من و استيو هم سن و سال هستيم. البته او کمي از من بزرگتر است، و سه سال پس از آنکه نخستين کامپيوتر شخصي توليد شد، وارد اين صنعت گرديد. استيو، شانزدهمين مشتري مفسر زبان بيسيک من بوده است. من کمودور را شش ماه قبل از آن عرضه کرده بودم، و اگر به خاطر داشته باشيد هشت ماه قبل از آن هم TRS-80 را ارائه کرده بودم، که آن زمان Floating Point BASIC را اجرا ميکردند.
در طي همين سالها هم من شهرت پيدا کرده بودم. و در واقع آن زمان، ما بيشتربا استيو وازياک (Steave Woziak) - از پايه گذاران Apple در کنار استيو جابز سر و کار داشتيم - استيو جابز هنوز درگير اين کار نشده بود -. استيو واز (Woz) هم در آن روزها سعي ميکرد که BASIC خودش را طراحي کند که البته موفقيتي بدست نياورد.
ما روي پروژه هاي مختلفي با هم کار کرده ايم. وقتي که استيو، MAC را ارائه کرد، ما رابطه نزديکي با هم داشتيم. سي نفر در Microsoft و بيست نفر در Apple بر روي رابطهاي گرافيکي با هم رقابت ميکردند. تجارب خوبي در آن زمان نصيب ما ميشد.
هنگامي که آنها به سمت حافظه هاي ۵۱۲ کيلوبايتي رفتند، ما هم رقيب آنها بوديم.
آنها فکر ميکردند که نرم افزار Jazz يک پيشرفت غيرمنتظره در صنعت خواهد بود، اما ما به آنها نشان داديم که اين Excel است که محصول غيرمنتظره اي محسوب ميشود.
من واقعاً معتقدم که استيو مهارتهاي منحصر به فردي دارد که من آنها را ندارم. شما کارهاي خارق العاده اي از او مي بينيد که توليدات متفاوتي را ناشي ميشود.
خوب وقتي که آنجا با او روبرو مي شديد چه احساسي داشتيد؟ استيو به Beatles گفته که او احساس نامانوس و عجيبي داشته است. رقابتي که غير قابل توصيف و توضيح بوده!
ب.گ: البته! هر کدام از ما شانسهايي داشتيم. من فکر ميکنم که من و استيو، افراد خوش شانسي در صنعت بوده ايم، و اين رقابت بود که ما را به اين موفقيت نائل آورد.
ما ميدانيم که اين گزينه ويژه اي است و آنجاهايي که ما در کنار هم کار کرده ايم؛ به صنعت کمک زيادي شده است. و هنگامي که ما اين ارتباطات را کاملتر کنيم، صنعت کامپيوترهاي شخصي وارد فاز جديدي خواهد شد.
در ماههاي اخيري که تصدي Microsoft را در دست داريد، چه مي کنيد؟ آيا بيشتر زمان تان را در سازمان خيريه مي گذارنيد؟ يا هنوز روي تکنولوژي متمرکز هستيد؟
ب.گ: من در حال حاضر بطور تمام وقت، در Microsoft هستم. چه بعنوان رئيس و چه به هر عنوان ديگري. شما ميتوانيد اين موضوع را از کارکنان کمپاني بپرسيد. اما اول جولاي که بيايد، تغييراتي در پيش خواهد بود. ممکن است در ماه ژوئن حضور من در Microsoft کمي متفاوت باشد. نه به اين خاطر که من بر کارهاي ديگري تمرکز کنم، نه! بلکه از آن جهت که آخرين ماه کاري من در Microsoft خواهد بود… به هر حال در حال حاضر، من سخت تر از هر زمان ديگري در يک دهه اخير به کار مشغول هستم.
چيزي روي ميزتان مانده که احساس کنيد که هنوز شروع نشده يا کاملاً به پايان نرسيده است؟
ب.گ: خوب! تکنولوژي همراه (Tablet) هنوز در مسير اصلي خودش قرار نگرفته است.
تماشاي تلويزيون از طريق اينترنت نيز همچنين - البته منظورم فراگير شدن اين تکنولوژي هاست. بطوري که ميليونها کاربر از آنها بهره ببرند-. در حقيقت اينها در مسير رسيدن به جاده اصلي هستند ولي هنوز در آن قرار نگرفته اند.
وقتي که من برنامه هاي مختلف را نگاه ميکنم، مي بينم که ما در بسياري از موارد پيشرفتهاي بيشتري نسبت به ديگران داشته ايم.
يا مثلاً بهره وري، چيزي است که ما هنوز بايد بر روي آن کار کنيم.
محاسبه در ابر (Computing in the cloud) موضوع جديدي است که بررسي ميکند چگونه نرم افزار بطور خودکار منابع سخت افزاري را به کار گيرد. اين چيز خارق العاده جديدي است که ما براي سيستم هاي اطلاعاتي مصرف کنندگان خانگي و تجاري آنرا در دست انجام داريم.
اکنون، دوره زماني شگفت انگيزي است! من معتقدم که همه اين چيزها به وقوع خواهند پيوست. اما به زمان نياز است. درست همچون تکنولوژي هاي پزشکي که زمان بيشتري از آنچه که من دوست دارم، براي به نتيجه رسيدن، نياز دارند.
درباره بهره وري صحبت کرديد. من فکر ميکنم که Microsoft واقعاً در طي ساليان، بهره وري را از آنِ خود کرده است و بازار را در دست داشته. و اين واقعاً پشتوانه محکمي براي Microsoft است. اما با اين حال، شما هنوز احساس مي کنيد که در بدست آوردن بازار مشتريان قصور کرده ايد؟ يعني واقعاً روي مشتريان تمرکز نداشتيد اما استيو جابز و شرکت Apple داشتند؟
يا اينکه آرزو ميکنيد که همه مشتريان ديگر را هم تحت پوشش مي گرفتيد؟
من فکر ميکنم که کليد اصلي، مفهوم کامپيوترهاي شخصي و صنعت نرم افزاري است. اين چيزي است که ما در سال ۱۹۷۵ بر آن اساس، هسته اصلي شرکتمان را بنا نهاديم. برنامه هاي کاربردي ثالثي هستند که مصرف کنندگان، آنها را بر روي Windows اجرا ميکنند. من فکر ميکنم که ما مسير اصلي را به آنها داده ايم، و شما مي بينيد که آنها هر روز بهتر ميشوند. اين نقش کليدي ما را نشان ميدهد.
بله! Microsoft خودش براي موزيک و عکس و همه اينها برنامه دارد، اما آنچه که ما را متمايز ميکند، اين است که ما به نرم افزارهاي ثالث هم وسعت اجرا ميدهيم. سخت افزارها متنوع هستند، و نرم افزارها هم همينطور.ما به مرزهاي تازه اي نياز داريم که من فکر ميکنم، واسط طبيعي و سرويسهاي اتصال، ميتوانند ما را قادر به حرکت به سمت اين مرزهاي جديد کنند.
ما بخاطر بازيهايي که مردم بر روي Windowsها اجرا ميکنند، به خود افتخار ميکنيم.
اما حرکت به اين مرزهاي جديد، ميتواند نويد وارد شدن به مرحله جديد را به آنها بدهد.
به نظر من تاکيد و اهميت دادن به شرکتهاي ديگر، کاري است ما هميشه بهتر از بقيه آنرا انجام داده ايم و اميدوارم که اين موضوع ما را در موقعيت مناسبي قرار دهد.
درباره Windows، يکصد ميليون ليسانس فروخته شده، بديهي است که مقدار هنگفتي است. اما فکر ميکنم در ماههاي اخير، خصوصاً با تبليغات رسانه ها و وبلاگها، Vista واقعاً در بين مردم ضربه خورده است. خيلي از کاربران به XP بازگشت کرده اند يا حداقل از بازگشت سخن ميگويند.
احساس نمي کنيد که بي اعتبار شده است؟ آيا در طراحي محصول اصلي کمپاني، انتظارات مصرف کنندگان لحاظ نگرديده است؟
ب.گ: من اينطور فکر نمي کنم! هر نسخه اي از Windows امکانات جديد زيادي دارد که مردم از آنها بهره مي برند، امکاناتي که با دوام هستند اما گاه سخت!
در گذار از XP به Vista ما چيزهاي زيادي براي تغيير دادن داريم. آيا درايورهاي سخت افزارها آماده اين گذار شده اند؟ آيا ما به روزرساني را تا آنجائيکه ميتوانستيم براي اين گذار آسان کرده ايم؟
وقتي که مردم به سمت Vista حرکت ميکنند، آنها در کل احساس خوبي دارند. اين خوشنودي شايد کامل نباشد، اما احساس خوبي است. به هر حال ما به گذار براي بهتر شدن کارها نياز داريم.
در حال حاضر درايورها در دسترس قرار گرفته اند. بطور کلي وقتي که ما به محصولي نگاه ميکنيم و ميگوئيم که «خوب است!» ممکن است چيزهاي خوب بسياري در آن باشد، اما ما براي چيزهايي که براي انتقال به نسخه جديد لازم هستند، بايستي آمادگي پيدا کنيم. بنابراين بازگشت ميکنيم تا آماده شويم.
پروسه هاي سختي در Windows وجود دارد که ما درباره آنها بررسي ميکنيم و آنها را آسانتر ارائه ميدهيم. نظرات براي ما خيلي مهم هستند. اما Vista محصولي است که امکانات فوق العاده اي دارد. من مردم را به استفاده از آن تشويق ميکنم. ما به امکانات Vista افتخار ميکنيم!
بله، البته! اما آيا خودتان به شخصه از آن کاملاً راضي هستيد؟
ب.گ: من هيچ وقت از هيچ محصول Microsoft رضايت کامل ندارم!
پس اين جمله را تصديق ميکنيد که "نرم افزارها هيچگاه کامل نيستند، بلکه فقط کنار گذاشته ميشوند؟"
ب.گ: هميشه ويژگي هايي وجود دارند که من ميخواهم به نرم افزارها اضافه گردند، يا امکاناتي که دوست دارم، کمي بيشتر به آنها رسيدگي شود.
افرادي که در اين کمپاني موفق هستند، کساني هستند که بطور خنده آوري سخت کوش و مصمم هستند. آنها تقريباً وادار ميشوند که کار را رها کنند و در اين زمان، اصلاً کار آماده ارائه شده است! اما من در هر محصولي جستجو ميکنم و آرزوهايم را براي بهتر شدن آن بيان مي دارم.
بخشي از سازمان خيريه بر روي تکنولوژي متمرکز است تا به بالابردن سطح سلامتي در کشورهاي در حال توسعه کمک کند. آيا قصد داريد که از آن بعنوان يک شرکت نرم افزاري يا يک کمپاني در زمينه تکنولوژي استفاده کنيد؟
البته که نه! مسلماً اين مسئله کاملاً متفاوت است. من فکر نميکنم که کمپاني هايي که در زمينه تکنولوژي فعاليت دارند، همه شبيه به هم باشند. اينجا در سازمان خيريه، شما با تحقيقات آکادميک، دانشمندان بزرگ شرکتهاي دارويي، دولتهاي توسعه يافته و در حال توسعه، سازمانهاي غير انتفاعي و… سر و کار داريد که براي عموم فعاليت ميکنند.
بزرگترين بخش سازمان خيريه ما به پيدا کردن درمان براي بيست نوع بيماري مختلف مي پردازد. مالاريا، ايدز، سل و بيماري هاي ديگري که بسياري از آنها در کشورهاي فقير شيوع دارند و برخي از مردم ثروتمند حتي نام آنها را نشنيده اند مانند Visceral و Leishmaniasis.
خوب راهي که ما در پيش گرفته ايم، هماهنگي بيشتر انرژي و منابع است. اما محرّک ما براي اين مسير، بازار نيست. اين مسير نياز به ابداعات و اختراعات دارد. و چون ما هنوز در مراحل اوليه هستيم، من هم به اين گروه پيوسته ام. و ميخواهم چيزهاي زيادي ياد بگيرم.
من کتابخانه بزرگي از کتب علمي و خصوصاً علوم زيستي جمع آوري نموده ام. در نيمه دوم سال، که بيشتر وقتم را صرف آنها خواهم نمود.
شما سازمان خيريه را راه اندازي نموده ايد و بطور خارق العاده اي هم به آن کمک مالي ميکنيد. مسير اوليه چيست؟ اولين سال سازمان چگونه خواهد بود، و شما آرزو داريد که در دوازده ماه اول چه کاري انجام گيرد؟
ب.گ: خوب من در سازمان بصورت پاره وقت حضور خواهم داشت. آنجا افراد بزرگي هستند که بطور تمام وقت فعاليت ميکنند، از جمله پتي استونسيفر Patty Stonesifer ( سرپرست بنگاه خيريه گيتس) و همسر من که وقت زيادي ميگذارد.
ما از کمک مالي ۱/۵ ميليارد دلار در سال ۲۰۰۶ به ۳ ميليارد دلار در سال ۲۰۰۹ خواهيم رسيد. بنابراين ما در حال صعود کردن هستيم، و اين نشان ميدهد که ما بلند پروازيم. ما ميخواهيم که يک کار غيرمنتظره انجام دهيم، مثلاً کشف يک واکسن جديد، و در اين راه شما واقعاً به پول بيشتري نياز خواهيد داشت. اما خوشبختانه اقبال عمومي نسبت به اين کارها بيشتر شده است. اجماع سازمان Global، Bono و سازمان ما که به تازگي آغاز شده است، باعث مي شود تا بهتر به آنچه که مي خواهيم برسيم.
خوب من با روساي سازمانهايي که در اين باره تجارب زيادي دارند و بيشتر درگير اين نوع کارها هستند، ديدار خواهم کرد و از آنها براي همکاري دعوت ميکنم. همچنين با افراد خيّر و نيک انديش، نشست خواهم داشت و درباره لذّتي که از اين کار نصيب من شده است سخن خواهم گفت، و آنها را ترغيب به همداستاني مي کنم. به هر حال، هر کاري که از دستم بر بيايد انجام خواهم داد. اما هدف اصلي سازمان تلاش براي سلامتي دو ميليارد انسان فقير دنياست تا آنها هم همچون دو ميليارد فرد ثروتمند احساس سلامتي داشته باشند. اين هدفي بود که از ابتدا اتخاذ شده بود و من تنها جهت تسريع آن تلاش خواهم نمود.
و اما سوال آخر؛ چه محصولاتي در Microsoft است که دوست داريد قبل از رفتن ناخنکي به آنها بزنيد؟
ب.گ: من واسط طبيعي کاربر (Natural User Interface) را دوست دارم و دلم ميخواهد که با گروهي که در اين باره کار ميکنند، بمانم تا آنگاه که وقتش برسد و آنرا در جريان اصلي استفاده قرار دهيم.
جستجو، پروژه عظيم ديگري است که افراد مستعدي در حال پيش بردن آن هستند.
افرادي که مردم آنها را نمي شناسند، اما در حال خلق چيزهاي واقعاً متمايزي هستند. استيو بالمر (Steve Ballmer) - رئيس جديد Microsoft استارت اين پروژه را زده است.
زماني که در Microsoft نيستم، بر روي نرم افزارهايي براي سيستمهاي درماني و آموزشي فکر خواهم کرد. تا زماني هم که اينجا هستم، جستجو ميکنم ببينم که در اين زمينه ها Microsoft چه گامي ميتواند بردارد.
به هر حال در اين مدّت باقيمانده، فکر کنم شايد در سه پروژه با Microsoft همکاري داشته باشم.
از نشستي که با ما داشتيد بسيار سپاسگزارم.
ب.گ: خواهش ميکنم. مصاحبه خوبي بود.